حبيش بن ابراهيم تفليسى
پيشگفتار و مقدمه 16
وجوه قرآن ( فارسى )
و دوم از كتاب الاتقان فى علوم القرآن انواع و اقسام استعمال مجازى را در قرآن بيان كرده است « 1 » . و برخى به اين نحو از استعمال خرده گرفته و گفتهاند به كار بردن لفظ مشترك براى ارادهء معنى مقصود احتياج بقرينهء معيّنه يا موضحه دارد و همچنين لفظى كه مراد معنى مجازى آنست نيازمند بقرينهء صارفه يا مانعه است ، اگر قرينه در كلام موجود باشد تطويل بلا طائل لازم مىآيد زيرا ممكن بود گوينده لفط مختصّ به آن معنى را به كار ببرد تا از قرينه بىنياز باشد ، و اگر قرينه در كلام موجود نباشد اجمال در مقال و در نتيجه اخلال در معنى لازم مىآيد و اين دو تالى فاسد مناسب با سخن پروردگار نيست به اين ايراد پاسخ داده شده كه قرينه ممكن است حالى و مقالى باشد بنابرين تطويلى لازم نمىآيد و نيز در بسيارى از موارد سخن مقتضى تطويل است و گوينده از اين تطويل منظور خاصى دارد . و برخى اين انصراف لفظ را به معانى متعدد از معجزات قرآن بشمار آوردهاند و از ديرباز اين فن ، يعنى شناختن وجوه و نظاير ، مورد توجّه مفسّران و دانشمندان علم قرآن بوده است و سيوطى فصل سى و نهم از كتاب الاتقان را در معرفت وجوه و نظاير آورده و در آنجا مىگويد : « از قدما مقاتل بن سليمان و از متأخّران ابن جوزى و ابن دامغانى و ابو الحسين محمّد بن عبد الصمد مصرى و ابن فارسى و ديگران در اين فن
--> ( 1 ) - الاتقان فى علوم القرآن ، سيوطى ، ج 2 ص 36 .